تبليغاتX
گیرم بازم بیای
نمي شد گر دل آشقته ي من به شهر

چشم تو عادت نميكرد پرستوي نگاهت

ناگهان از دل آشفته ام  قسمت  نمي كرد

چه ميشد اولين روزجدايي برايم تاقيامت

شب نمي شد وجود باتو سرشاراز اميدم

گرقتار سكوت شب نميشد

 

+ نوشته شده توسط ندا در سه شنبه یازدهم مهر 1385 و ساعت 16:2 |

تیریپ گریه بر ندار اشکای روزگار بده

با همه ی بدی هات اشک یخی تو

میشکنم چه طور واسه دل گرمی هات

به درد میخوردم نازنین حالا که نوبتم

شده هیچی نگو بشین زمین

+ نوشته شده توسط ندا در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 و ساعت 8:25 |

 خودم تنها ، تنها دلم  چوشام بي فردا دلم

چوكشتي ميناخدا به سينه ي دريا دلم تو

 اي خداي مهربان تو اي پناه بي كسان به

سنگ غم مشكن دگرچوشيشه ي مينا دلم

توهم برو اي بي وفا نبر بر لب نام مرا دل تنگم

 بي گانه شد نميخواهد ديگرتورا نشان من 

ديگرمجو ، حديث دل ديگرمگو دلم شكسته

زير پا نميخواهد ديگر تورا ‌،‌ تو اي خداي مهربان

تو اي پناه بي كسان به سنگ غم مشكن

دگر چوشيشه ي مينادلم

 

 

+ نوشته شده توسط ندا در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 8:4 |

گفتي عاشقي :گفتم دوست دارم

گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم :گفتم من فقط ناراحت ميشم

گفتي من به جزتوبه كسي فكرنميكنم:گفتم اتفاقامن به خيلي ها

فكر ميكنم

گفتي تاابدتوقلب مني:گفتم فعلا توقلبم جاداري

گفتي اگه بري باكسي ديگه من خودم وميكشم:گفتم امااگه توبري

من فقط دلم ميخواد طرف وخفه كنم

گفتي **** گفتم ******

حالا فكر كردي فرق ما ايناست ؟

نه  فرق ما اينه كه تو دروغ ميگفتي من راست

+ نوشته شده توسط ندا در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 7:53 |

اميدم را نگير ازمن خدايا ، خدايا

دل تنگ مرا مشكن خدايا ، خدايا

من دور از آشيانم سرو آسمانم

بي نصيب وخسته ماندم جدا ز

ياران از بهار آرزوها بال من شكسته

اميدم را نگيرازمن خدايا ، خدايا

دل تنگ مرا مشكن خدايا ،‌ خدايا

+ نوشته شده توسط ندا در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 7:50 |

نگوبارگران بوديم ورفتيم          نگونامهربان بوديم ورفتيم

آخه اينهادليل محكمي            نيست بگوباديگران بوديم

                          ورفتيم

+ نوشته شده توسط ندا در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 7:42 |

 بغض گريه توی چشمام حرفای درد روی

 لبهام چه جوری بايدبگم من بيتودنيارونميخوام

 زده آتيش به وجودم غم دورازتونشستن من

 كه پيش مرگ توبودم توگرفتی منوازمن جز

محبت من چه كردم كه شدی دشمن جونم

تاروپودم وسوزونده آتشی كه كردی روشن

 رفتی من غريب وتنها بيتومجنونم ورسوا توبيا

ای نازنينم به توخوكرده نفسهام فاصله بين

 منوتوشده اندازه ی دنيابياتادلم نمرده تواميد

 بده به فردام

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ندا در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 و ساعت 6:24 |

هيچ حرف دگری نيست كه باتو

بزنم تونمی فهمی اندوه مراچه

بگويم به توای رفته ز دست شدم

ازمستی چشمان تومست شده ام

سنگ پرست مرگ برآن كس كه دلش

را به دل سنگ توبست  تونمی فهمی

        اندوه مرا

+ نوشته شده توسط ندا در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385 و ساعت 6:35 |

باران ميباردامشب دلم غم داردامشب

آرام جان خسته ره ميسپاردامشب در

نگاهت مانده چشمم شايدازفكرسفر

برگردي امشب ازتودارم يادگاري سردي

اين بوسه راپيوسته برلب قطره قطره

اشك چشمم ميچكدبانم نم باران به دامت

بسته اي بارسفروباتواي عاشق ترين بد

كردم من

+ نوشته شده توسط ندا در جمعه یازدهم فروردین 1385 و ساعت 8:23 |

توباصدتادروغ اومدي اينجاگفتي غصه روميدزدي ازما

گفتي ازستاره خونه ميسازي گفتي به سياهي دل

نميبازيم اين دل ديوونه باورت كردولي زيرپاي ماروخالي

كردي بادروغات وبانازو  اداهات كلك وبه دل ماحالي كردي

توپركلك من ساده ي ساده هيشكي تورودوست نداره

من رك وراستم توپرافاده هيشكي تورودوست نداره

بسه ديگه نمون اينجابرو،برو،بروپانزار رودل مابرو، برو،برو

تودروغ ميگي بازم ديگه دل نميبازم برو، برو، برو

 

 

+ نوشته شده توسط ندا در جمعه یازدهم فروردین 1385 و ساعت 8:1 |


Powered By
BLOGFA.COM